علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )
11
تاريخ بيهق ( فارسى )
عليهم اجمعين - در مسجد مكه نشسته بود و حكايات مغازى مصطفى عليه السلام بيان مىكرد ، و خلق بسيار در حلقهء وى نشسته و همگنان حاسهء سمع را بحسن استماع تكليف كرده و اعضا و اجزا را بآثار خضوع و خشوع « 1 » بياراسته و بتحمل اعباى « 2 » منت اين امانت تشرف مىجستند و هماى همت را از ساحت و هم دور مىداشتند ، جماعتى از بقاياى صحابهء رسول « 3 » صلوات اللّه عليه و رضى عنهم - كه اوقات خويش ميان عبادات جسدانى و روحانى مقسوم داشتند و خويشتن را بتشريف رضى اللّه عنهم و رضوا عنه موسوم و ايشان انامل ساعد صاحب شريعت و وابل سحايب صدر نبوت و انجم افلاك ديانت و سهام كنانهء فتوت و مروت « 4 » بودند - جمله يك كلمه گفتند لقد شاهدنا القوم و الشعبى اعلم بتلك المغازى منا ، گفتند ما را سعادت حضور و مشاهدت اين غزوات مساعدت نموده است و از طريق معاينه ما را علم حاصل آمده ، ليكن « 5 » خاطر ما به وصف اين احوال « 6 » نميرسد ، و چشم ما « 7 » تفصيل نور سهيل اين فلك را ادراك نميكند ، و مواقع اقلام « 8 » و مطالع اوهام بغايت آن نميرسد ، و عامر شعبى اين مغازى بخبر شنيده « 9 » آنچه او بيان مىكند مفصلتر و كاملتر از آنست كه در خزانهء حفظ ما مودع است « 10 » . و چون چنين بود هر كه از علوم تواريخ اعراض كند دست زمانه بر وى « 11 » دراز شود ، و از جوانب نوايب روى بوى نهد ، و او را طريقى مسموع و منقول « 12 » نباشد كه بسلوك آن طريق از آفات نجات يابد ، و عقل او بار تجربت بر نتابد ، چه مسالك اوهام را نهايت رحابت « 13 » و مناهج افهام را [ غايت ] فسحت در قصص و اخبار [ باشد ] ، و مرد عالم بتواريخ بآشنايى و روشنايى تجربت ابساط نمايد ، بصير باعقاب الامور كانه * يرى بجميل الظن ما اللّه صانع
--> ( 1 ) بآثار خشوع و خضوع . ( 2 ) نص ، اعناى . ( 3 ) مصطفى . ( 4 ) كنانهء معرفت و فتوت . ( 5 ) و ليكن ( 6 ) اين حال . ( 7 ) نص ، و چشمها - نب ، و حشمت . ( 8 ) در هر دو نسخه چنين است و ( افهام ) مناسبتر مىنمايد . ( 9 ) و عامر شعبى بخبر شنيده . ( 10 ) مودوع است . ( 11 ) بوى . ( 12 ) و معقول . ( 13 ) نص ، رجا است - نب ، رحاست . ( و رحابت بمعنى فراخى و گشادگى است )